تلگرام فارسی

  • نویسنده : admin
  • بازدید : [] مشاهده
  • دسته بندی : دسته: تلگرامی

فکر میکردم چون گذشته سختی رو گذروندی حسابی پخته شدی،مرد زندگی شدی و میشه بهت تکیه کرد،اما گذشته سختت تو رو نساخت، عقده ایت کرد بیمارت کرد.

ازروز محضر تا الان هزارتا فکر کردم،هزار راهو رفتم،انتقام تلافی شکایت تنفر خودکشی فرار،هرکاری که بتونم عذابت بدم ولی پشیمون شدم،آره!توهرچی رویا ساخته بودمو خراب کردی اما عوضش یه حقیقتی رو برام روشن کردی،که هیچ رابطه و جدایی ،هیچ عشق و علاقه ای ارزش خودکشی نداره ارزش انتقامم نداره حتی ارزش فکر کردنم نداره!میدونی ارزش چیو داره؟

فقط یه تجربست،یه تجربه بدست میاری،همین.

فرزین رحیمی، من امشب سخت ترین کار دنیارو انجام دادم،بخشیدمت،نه به خاطر اینکه تو لایقشی،به خاطر اینکه میخوام آروم باشم،وقتی ام آروم باشم دوباره رویا می سازم،آرزو میکنم،می مونم کنار خانوادم،منتظر مردی میشم که لایق عشقم باشه…

(یلدا[الهه حصاری]/سریال هشت و نیم دقیقه)


زمانی که سریال هشت و نیم دقیقه پخش میشد،لحظه لحظشو دراوج لذت می دیدم،واسه همین خیلی به اینکه دیالوگارو بنویسم فکر نمیکردم،الان تکرارشو می بینم و بازم خیلی دنبال نوشتنش نیستم چون برام کافیه که لذت ببرم.اما یهو دلم خواست ثبتش کنم،آخه یه حسایی رو باید نوشت تا باهربار مرور بارها لذت برد،بارها و بارها و این یعنی تکراری نشدن و دوست داشتن شدید بعضی از لحظه های آدم.

این دیالوگ الهه حصاری به بهرنگ علوی رو امشب خیلی بهتراز قبل درک کردم،واین یعنی من هر روز و هر لحظه درک بهتری از زندگی پیدا میکنم و دارم واقعا قد میکشم و خوشحالم که حس میکنم اینو،خوشحالم که بزرگتر میشم،و هرزمان که این احساس بزرگ شدنو دارم،به طرز بچگانه ای شاد میشم.

درارتباط بااین دیالوگ میخوام بگم؛

عشق آدمو بزرگ میکنه،یعنی باید بزرگ کنه وگرنه عشق نیست شک نکن که عشق نیست شککک نکن که نیست.من فکر میکردم دوست داشتن آدما یه پلِ برای رسیدن به خدا،اما نه.تازه فهمیدم دوست داشتن خدا یه پلِ واسه رسیدن به آدما.من میگم کسی که عاشق خدا نشه نمیتونه عاشق بندش بشه،فقط فکر میکنه که عاشقِ فقط فکر میکنه فقط فکر میکنه…